
هفته نامه خبری رایزنی فرهنگی – برلین شماره ۴۹۳ – ۳۱ شهریور ماه ۹۹
> تحولات فرهنگی اجتماعی آلمان
معماری آلمان از گذشته تا امروز منابع:
kunstgeschichte bauhaus, welt,
planet-wissen, kunstplaza, koelnarchitektur, monumente-online, وقتی صحبت از معماری آلمان در میان باشد، بسیاری بلافاصله به یاد مدرسه باوهاوس و تاثیر آن در هنر معماری جهان میافتند. این در حالی است که معماری این کشور از تاریخی غنی، متنوع و طولانی برخوردار است. بناهای باشکوه و شهرهای زیبای آلمان، در هر دورهای، تحت تاثیر سیاست، تاریخ، اقتصاد و فرهنگ زمان خود ساخته شدهاند. شاید به همیندلیل است که در شهرهای مختلف آلمان، سبکهای مختلف معماری دیده میشود. بهطور مثال در بخشی از این کشور، آثار مربوط به امپراتوری رم باستان وجود دارد و در قسمتی دیگر، ساختمانهای تاثیر گرفته از هنر معماری رومانِسک، گوتیک و رنسانس قرار گرفتهاند. البته بخشی از آثار معماری آلمان نیز در دوران جنگهای جهانی اول و دوم تخریب شدهاند و پس از جنگ، ساختمانهای بسیاری براساس مکتب مدرنیسم مورد بازسازی قرار گرفتهاند. این تغییرات در حالی صورت گرفته است که کارشناسان حوزه معماری معتقدند؛ معماری آلمان تا پیش از دوران معماری مدرن، شرایط بهتری داشته است. به اعتقاد آنان، آثار جدید معماری آلمان، سرد و بیروح هستند و نمیتوانند پاسخگوی نیاز شهروندان آلمانی باشند. در این گزارش، نگاهی به تاریخچه و شرایط معماری حالحاضر آلمان انداختهایم که در ادامه میخوانید: شواهد تاریخی نشان میدهد که امپراتوری روم باستان، تاثیر
به سزایی در معماری مناطق مختلف اروپا داشته است. رومیان هر بار بر منطقهای سلطه
پیدا میکردند، معماری آن منطقه را نیز تحت تاثیر خود قرار میدادند. بدینترتیب،
هنگامی که امپراتوری روم، بخش عظیمی از آلمان کنونی را تحت سلطه خود درآورد، سبک
خاص معماری خود را نیز در این منطقه توسعه داد. شهر تریر، قدیمیترین شهر آلمان
است که زمانی مستعمره امپراتوری روم به شمار میآمد. این شهر امروزه با وجود حمام
آب گرم و تماشاخانهاش و همچنین با دروازه تاریخی پرتا نیگرا، مجموعه بینظیری از
تاریخ معماری روم باستان را در اختیار دارد. ظهور سبک “معماری پیش از رومانسک” واضح است که شهرهای آلمان تنها تحت تاثیر امپراتوری روم
باستان ساخته نشدهاند. همانطور که پیشتر گفته شد، تحولات تاریخی، سیاسی و بهخصوص
هنری، تاثیر بهسزایی در معماری آلمان داشته است. به طور مثال، سبک “معماری پیش از
رومانسک” از اواخر قرن هشتم میلادی در هنر اروپای غربی شکل گرفت و تا قرن یازدهم میلادی
نیز ادامه داشت. در آلمان نیز بناهای زیادی تحت تاثیر این سبک ساخته شدند. از جمله
این آثار، میتوان به صومعه لرش اشاره کرد. صومعهای که قدمتی بیش از هزار سال
دارد و در سده ۹ میلادی، یکی از مراکز قدرت اروپا بود. این صومعه از سال ۱۹۹۱ میلادی
در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفته است. توسعه ساختمان کلیساها از قرن ۱۰ میلادی، سبک جدیدی با عنوان رومانسک در هنر معماری
اروپا شکل گرفت که تا اوایل قرن سیزدهم میلادی ادامه داشت. برای طرفداران این سبک
معماری، کلیسا از جایگاه ویژهای برخوردار بود و مکانی برای سخنرانی، موعظه و تجمع
مردم به شمار میآمد. از ویژگیهای اصلی این سبک معماری میتوان به توسعه طاقهای
نیم دایرهای، پلانهای متقارن و پنجرههای کوچک اشاره کرد. بسیاری از کلیساهای قدیمی
موجود در آلمان در این دوره ساخته شدهاند که از میان آنها میتوان به کلیسای
جامع اشپیر اشاره کرد. این کلیسا، بزرگترین ساختمان دنیای مسیحیت در قرن یازدهم میلادی
به حساب میآمد. همچنین کلیسای جامع ماینتس و کلیسای جامع شهر ورمس نیز از دیگر کلیساهای
آلمان هستند که بر اساس سبک رمانسک ساخته شدهاند. استیلای کلیساها بر جوامع البته ساخت کلیساهای آلمان تنها به دوره رومانسک محدود نبود
و در دوره گوتیک نیز ادامه یافت. هنر معماری گوتیک در اواسط قرن ۱۲ میلادی در جریان
بازسازی کلیسای سنت دنیس فرانسه پا به عرصه وجود گذاشت و تا اواسط قرن شانزدهم میلادی
در اروپا وجود داشت. بسیاری از کارشناسان معماری، این دوره را به عنوان دوران استیلای
کلیسا بر جوامع میشناسند. چرا که این سبک همواره در خدمت کلیسا بوده است. نخستین
ساختمانی که در کشور آلمان به این سبک ساخته شد، کلیسای Liebfrauen است که در سال ۱۲۳۰ بنا شده است. بنای مهم دیگر که در آلمان
به این سبک ساخته شده، کلیسای جامع فرایبورگ است. امروزه از این کلیسا، تنها برج
۱۱۶ متری آن باقیمانده است. این برج، تنها برج کلیسایی در آلمان است که ساخت آن
در قرون وسطی به پایان رسید. همچنین کلیسای جامع کلن، دیگر اثر معماری آلمان است
که هنر گوتیگ در آن دیده میشود. این کلیسا، دومین کلیسای جامع جهان(پس از کلیسای
جامع میلان) با سبک گوتیک به شمار میرود. ساخت این بنا در سال ۱۲۴۸ آغاز شد و پس
از یک دوره وقفه طولانی در سال ۱۸۸۰ تکامل یافت. جالب است بدانید که گوتیک آجری نیز
سبکی خاصی از معماری گوتیک است که در شمال آلمان رواج داشت. این سبک به دلیل کمبود
سنگ در منطقه شمال آلمان و حتی اروپا شایع شد. از بناهای ساختهشده با این سبک میتوان
به تالار بزرگ شهر اشترالزوند اشاره کرد. ساخت بناهای غیرمذهبی هر چند معماری گوتیک به ذائقه سران کلیساها خوش میآمد، اما
مخالفان زیادی هم داشت. مخالفان سبک گوتیک در آلمان معتقد بودند که باید بار دیگر
به سوی مؤلفههای هنری روم و یونان بازگشت و آن عناصر را احیا کرد. بالاخره با
ظهور اومانیسم، معماری گوتیک به تدریج پایان یافت و دوره رنسانس آغاز شد. رنسانس، جنبش
فرهنگی مهمی بود که آغازگر انقلاب علمی، اصلاحات مذهبی و پیشرفت هنری در اروپا شد.
در این دوران، ساخت بناهای غیرمذهبی مانند کاخها، ویلاهای ییلاقی، احیای معماری
روم و یونان و استفاده از تزیینات در دیوارهای ساختمانها رواج پیدا کرد. دوره
رنسانس در کشور آلمان از شهرهای تورگاو، آشافنبورگ و لاندسهوت آغاز شد. اولین بنای
ساخته شده در این دوره در کشور آلمان، نمازخانه خانوادگی فاگر در کلیسای سنت آنه
بود. از دیگر آثار این دوره در کشور آلمان میتوان به محوطه قلعه تراوسنیتس و کاخ لاندسهوت
اشاره کرد که توسط هنرمندان ایتالیایی ساخته شدند. توسعه معماری باروک و روکوکو در آلمان معماری رنسانس نیز مانند سایر سبکهای پیش از خود، به تدریج
رو به افول گذاشت و از اوایل قرن هفدهم تا اواسط قرن هجدهم، سبک باروک در اکثر
کشورهای اروپایی رواج یافت. جالب است بدانید که این سبک در آلمان دیرتر از بقیه
مناطق اروپا و پس از جنگهای مذهبی سی ساله آغاز شد. با این وجود، سبک باروک در
شهرهای جنوبی کشور آلمان رواج بیشتری داشت. معماری باروک آلمان در بناهای سلطنتی و
حکومتی تحت تاثیر ایتالیا بود. بالتازار نویمان را میتوان بهترین معمار دوره
باروک در آلمان نامید. کلیسای ویرزنهایلگن ( چهارده قدیس) که توسط این معمار طراحی
شد، بیشک یکی از شاهکارهای معماری کشور آلمان به شمار میآید. از ویژگیهای معماری
این کلیسا میتوان به بهرهگیری فراوان از نور طبیعی، استفاده از خطوط موجدار و
دوار اشاره کرد. همچنین کاخ وورتسبورگ نیز براساس سبک باروک ساخته شده است. جالب
است بدانید که سبک باروک آلمان بر معماری روسیه و هلند نیز تاثیر گذاشت و باعث شد
تا بناهایی با این سبک در این کشورها ساخته شوند. در اواخر دوره باروک نیز سبک
روکوکو به راه افتاد. این سبک در واقع در واکنش به شکوه و جلال افراطی کاخهای آن
زمان پدید آمد. کاخهای آگوستوسبورگ، سَنسوسی و قلعه وایسناشتاین از جمله بناهای
معروف آلمانی هستند که به سبک روکوکو ساخته شدهاند. بازگشت به هنر باستانیان! در نیمه دوم قرن هجدهم میلادی، مکتب نئوکلاسیسم در واکنش به
سبک باروک وارد آلمان شد. این مکتب مبتنی بر آفرینش آثار هنری و ادبی با الهام از
هنر یونان و روم باستان و بازگشت به اصول و ارزشهای زیباییشناسی دوران باستان
بود. مکتب نئوکلاسیسم تحت تاثیر نهضت روشنگری پیشتر در فرانسه و ایتالیا آغاز شده
بود و در نیمه قرن هجدهم میلادی، آلمان و سایر کشورهای اروپایی را نیز فراگرفت. این
مکتب در آلمان، با ساخت باغ انگلیسی ورلیتز آغاز شد. بر خلاف باغهای سبک باروک که
ساختاری هندسی و منظم داشتند، این باغ با توجه به ویژگی باغهای انگلیسی به شکلی
آزاد طراحی شد. دروازه براندنبورگ، بنای شناختهشده دیگری در آلمان است که به سبک
نئوکلاسیک ساخته شد. از معماران شناختهشده سبک نئوکلاسیسیسم آلمان، میتوان به
کارل فریدریش شینکل اشاره کرد که آثار منحصر به فردی مانند ساختمان تئاتر ملی برلین
و موزه آلتس را از خود به یادگار گذاشته است. حرکت به سمت نوگرایی یک قرن پس از ظهور مکتب نئوکلاسیسم، سبک هنر نو با هدف جدایی
از گذشته و ابداع فرمهای جدید در اروپا شکل گرفت و بهتدریج وارد آلمان شد. هنری
وان دوولد معمار و طراح بلژیکی و فردی تأثیرگذار در جنبش هنر نو بود. او مدت زیادی
در کشور آلمان زندگی کرد و تأثیر چشمگیری بر معماری و طراحی این کشور در اوایل قرن
بیستم گذاشت. وی از اولین معماران و طراحان داخلی بود که در آثار خود از خطوط منحنی
انتزاعی و صریح استفاده کرد و مخالف تقلید از سبکهای تاریخی در آثار هنری بود. از
آثار او در کشور آلمان می توان به طراحی داخلی موزه فولک وانگ اشاره کرد. تاسیس مدرسه باوهاوس در قرن بیستم میلادی، معماران اروپایی به فکر حذف تزیینات غیرضروری
ساختمان و تمرکز بر عملکرد و ساختار بناها افتادند. بدینترتیب سبک معماری مدرن در
اروپا شکل گرفت. جالب است بدانید که معماری مدرن در آلمان از ساختمانهای صنعتی
آغاز شد. از جمله ساختمانهای معروف در دوره مدرن، میتوان به کارخانه آاگ اشاره
کرد که در سال ۱۹۰۹ ساخته شد. این ساختمان بر معماری آلمان تأثیری زیادی گذاشت.
بعدها در سال ۱۹۱۵ اولین آسمان خراش آلمان نیز در شهر جنا ساخته شد. اما هیچ یک از
اینها به اندازه تاسیس مدرسه باوهاوس در سال ۱۹۱۹ سبب تقویت معماری مدرن آلمان
نشد. والتر گروپیوس، معمار برلینی در سال ۱۹۱۹ با ادغام آکادمی هنرهای زیبا و
مدرسه هنرها و پیشهها، مدرسه باوهاوس را در وایمار بنیان نهاد. او پس از جنگ جهانی
اول، به این نتیجه رسید که دوره جدیدی در تاریخ آغاز شده است و تصمیم گرفت تا سبک
معماری جدیدی را که بازتابی از این دوران بود، به جهان معرفی کند. گروپیوس اعتقاد
داشت که این سبک معماری باید ارزان و براساس تولید انبوه باشد. او برای دستیابی به
این هدف، میخواست هنرمندان و صنعتگران را با هم متحد کند تا به محصولی قابل
استفاده و در عین حال ارزشمند دست یابد. گروپیوس از تعدادی از هنرمندان شناختهشده
برای آموزش در این مدرسه استفاده کرد و بدین ترتیب، وایمار به محلی برای ملاقات
هنرمندان بزرگ جهان بدل شد. واسیلی کاندینسکی(از معروفترین نقاشان و نظریهپردازان
قرن بیستم)، پل کلی (نقاش معروف)، یوهانس ایتن(از آموزگاران بزرگ هنر رنگ) و موهولی
ناگی (نقاش، عکاس و طراح گرافیک) از جمله هنرمندان مشهوری بودند که در این مدرسه
فعالیت داشتند. با این وجود، گروپیوس در سال ۱۹۲۵ به دلیل فشارهای سیاسی مجبور شد
که مدرسه را به شهر دسائو منتقل کند. او در سال ۱۹۲۸ از کار کنارهگیری کرد و هانس
مایر، معمار سوئیسی که ریاست گروه معماری مدرسه را برعهده داشت، جایگزین او شد. مایر
نیز به دلایل سیاسی در سال ۱۹۳۱ برکنار شد. پس از او، لودویگ میس فن در روهه به
عنوان مدیر مدرسه انتخاب شد. او مدرسه را به یک کارخانه قدیمی تلفنسازی در برلین
منتقل کرد، ولی طولی نکشید که با قدرت گرفتن نازیها در آلمان و افزایش فشار سیاسی
بر این مدرسه، باوهاوس در سال ۱۹۳۳ تعطیل شد. هرچند هدف از تعطیلی مدرسه، جلوگیری
از گسترش ایدههای مدرسه باوهاوس بود، اما این هدف محقق نشد. پس از تعطیلی مدرسه
باوهاوس، مدیران و استادان مدرسه که همه از هنرمندان و معماران مطرح بودند، به
کشورهای مختلف مهاجرت کردند. همچنین شماری از معماران این مدرسه که به شیکاگو سفر
کرده بودند، باوهاوس جدیدی را در این شهر تأسیس کردند و نسلی از معماران جوان را پرورش
دادند. بدین ترتیب هرچند مدرسه اصلی باوهاوس در آلمان تعطیل شد، اما ایدههای آن
در سراسر جهان گسترش یافت. معماری مورد علاقه هیتلر همانطور که گفته شد، با قدرت گرفتن نازیها در آلمان،
باوهاوس در سال ۱۹۳۳ تعطیل شد. نازیها با توسعه مدرنیته مخالف بودند و از این رو،
با فعالیت مدررسه باوهاوس نیز مخالفت کردند. اما این تنها اقدام نازیها در حوزه
معماری نبود. آنها تغییرات زیادی نیز در شکل ساختمانهای پدید آوردند. هیتلر بر این
عقیده بود که معماری هر کشور، قدرت و شهرت حکمران آن کشور را به تصویر میکشد. او
تاکید میکرد که در معماری باید از عناصر روم باستان الهام گرفت و آن را با سمبلها
و نمادهایی مخصوص آلمان ترکیب کرد تا بدین ترتیب هویت آلمانی در آثار معماری این
کشور دیده شود. هیتلر و همفکرانش به میراث هنر و معماری آلمان میبالیدند. پیشوای
آلمان معتقد بود که ساختمانهای قدیمی باید فرهنگ زمان خود را به نسلهای بعدی
انتقال دهند. او میخواست با ساخت بناهای جدید، تفکر خود را به نسلهای آینده
منتقل کند. بازسازی و مرمت غیراصولی هر چند هیتلر به دنبال امپراتوری جدیدی در آلمان بود، اما
سربازان نازی در جنگ جهانی دوم شکست خوردند و کشور به دست نیروهای متفقین افتاد.
علاوه بر این، بخش زیادی از آثار معماری آلمان در طول جنگ جهانی دوم مورد تخریب
قرار گرفت. حتی آنطور که شواهد تاریخی نشان میدهد؛ ۹۰ درصد از شهرهای کلن،
دوسلدورف، دورتمند و اسن در جنگ جهانی دوم نابود شدند. با پایان جنگ، متفقین آلمان
را به عنوان کشور شکست خورده به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم کردند. در سال ۱۹۴۹
قسمت شرقی با نام جمهوری دمکرات آلمان زیر نفوذ شوروی و قسمت غربی با نام آلمان
فدرال زیر سلطه (انگلستان-آمریکا-فرانسه) شکل گرفتند. سپس در شهرهای مختلف آلمان،
اقدامات متفاوتی برای بازسازی آغاز شد. با این وجود، در آلمان غربی روند ساخت و
ساز و توسعه نسبت به بخش شرقی سرعت بیشتری داشت. کشورهای غربی برای مقابله با
اتحاد جماهیر شوروی، از بازسازی آلمان غربی حمایت کردند. بدین ترتیب، تعداد زیادی
بیمارستان، مدرسه، آپارتمان و جاده در آلمان غربی ساخته شد. حتی بهنظر میرسید که
با وجود منابع مالی نامحدود، معماران و برنامهریزان فرصت خوبی برای بازسازی آلمان
غربی در اختیار دارند. اما بر خلاف تصور همه، نتیجه چندان مطلوب نشد. در آن دوران،
تمام ساختمانها در آلمان غربی شبیه هم ساخته شدند و شهرها ظاهری سرد و بیروح پیدا
کردند. همزمان در آلمان شرقی نیز مجتمعهای مسکونی با ظاهری یکسان و با مصالح پیش
ساخته شکل گرفتند. البته کیفیت این واحدهای پیش ساخته در آلمان شرقی قابل مقایسه
با آلمان غربی نبود. اما در هر دو طرف، طراحان مدرن سعی کردند تا نظم و ترتیب را
جایگزین بینظمی شهرهای کلاسیک آلمان کنند. با این وجود، اقدامات آنها باعث تنهایی،
افسردگی و کسالت شهروندان شد. علاوه بر اینها، بخشی از تاریخ آلمان در جریان مرمت
و بازسازی شهرهای این کشور به فراموشی سپرده شد. در چنین شرایطی، برنامهریزان شهری
پس از فاز اولیه بازسازی شهرها، برای جلوگیری از تکرار اشتباهات خود، رویکردشان را
تغییر دادند. آنها تلاش کردند تا مرمت و بازسازی شهرها را بر اساس پیشنیه تاریخی
بناها انجام دهند. اما باز هم علاقه معماران به سبک مدرن مشکلساز شد. در مدت زمان
کوتاهی، ساختمانهای بلند در کنار آثار تاریخی ساخته شدند و بزرگراههای عریض از
مرکز شهرها عبور کردند. این در حالی بود که ساکنان بسیاری از شهرها با چنین رویکردی
مخالف بودند. کریستوف رز از معماران نوردراین-وستفالن در این باره میگوید:«معماران
در آن دوره به سبک مدرن علاقه داشتند. البته برخی دیگر نیز میخواستند با توجه به
پیشینه بناها به مرمت شهرها بپردازند. بدینترتیب میان معماران مناقشه در گرفت. حتی
گروهی از معماران جوان تلاش کردند تا برخی از همکاران خود را که در زمان هیتلر در
دفاتر معماری کار میکردند، به حاشیه برانند. امروزه همه میدانیم که اقدامات آنها
برای بازسازی شهرهای آلمان غلط بود.» معماری امروزی آلمان هر چند بسیاری در آلمان، بازسازی و مرمت غیراصولی پس از جنگ
جهانی دوم را محکوم میکنند، اما به نظر میرسد که معماری امروزی آلمان نیز
نتوانسته نیاز و خواست شهروندان در غرب و شرق این کشور را برآورده سازد. امروزه در
آلمان مانند بسیاری از کشورهای دیگر، معماری تحت تاثیر تحولات معماری جهان قرار
گرفته است و در بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک، ساختمانهای بلند و یکسان در کنار یکدیگر
ساخته شدهاند. دیگر حتی نشانی از هویت آلمانی در آثار معماری این کشور دیده نمیشود.
اون یونگ ایی، معمار برجسته کرهای که دفتری شناختهشده در کلن دارد معتقد است که
معماری امروزی آلمان، سرد، بیهویت و خالی از احساس شده است. لینک گزارشها: https://www.planet-wissen.de/kultur/architektur/von_der_gruenderzeit_zum_bauhaus/index.html https://www.kunstplaza.de/kunststile/bauten-in-deutschland-die-anfaenge-von-antike-bis-romanik/ https://www.koelnarchitektur.de/pages/de/home/news_archiv/2886.htm https://kunstgeschichte.univie.ac.at/forschungsprojekte/abgeschlossene-projekte/hitlers-architekten/ https://www.monumente-online.de/de/ausgaben/2011/4/machtarchitektur-und-neue-bescheidenheit.php ارتباطی به قدمت دو قرن منابع: موسسه گوته،
موسسه تبادلات آکادمیک آلمان، بنیاد کونراد آدناور، جامعه آلمان برای همکاریهای بینالمللی شاید کمتر کسی بداند که کشور امروزی آذربایجان از دو قرن پیش میزبان مهاجران آلمانی بوده است. آنطور که شواهد تاریخی نشان میدهد؛ بیش از ۲۰۰ هزار آلمانی از اوایل قرن نوزدهم تا آغاز قرن بیستم، به منطقه قفقاز نقل مکان کردند. نخستین مهاجران آلمانی در سال ۱۸۱۸ میلادی به آذربایجان امروزی رسیدند. ۲۰۰ خانواده وارد شهری شدند که “الیزابت پل” نامیده میشد و اکنون گنجه نام دارد. یک سال بعد، شهر کوچک هلینندورف نیز با ۱۲۰ خانواده آلمانی تاسیس شد. همچنین از سال ۱۹۱۸ میلادی بیش از شش هزار آلمانی به هشت مستعمره در منطقه قفقاز منتقل شدند. بدینترتیب، شرکتهای بزرگ آلمانی نیز در این منطقه شروع به کار کردند. به طور مثال زیمنس یک معدن مس در غرب آذربایجان کنونی تاسیس و حتی در تاسیس زیرساختهای اقتصادی این منطقه نیز مشارکت کرد. بعدها در اوایل قرن بیستم، تعدادی از شهروندان آلمان به باکو مهاجرت کردند. هر چند امروزه به طرز قابل توجهی از تعداد مهاجران آلمانی به آذربایجان کاسته شده است، اما هنوز هم برخی از بناهای تاریخی در شهرهایی مانند هلینندورف، یادآور وجود مهاجران آلمانی در این منطقه است. این عوامل در کنار اینکه جمهوری آذربایجان بزرگترین شریک تجاری آلمان در منطقه قفقاز جنوبی و یکی از کشورهای مهم تامینکننده انرژی اتحادیه اروپا است، موجب شده که آلمانیها به سرمایهگذاری فرهنگی و پژوهشی در جمهوری آذربایجان نیز علاقمند باشند. در این میان، تاسیس خانه کاپل در باکو در پیشبرد مناسبات فرهنگی آلمان و آذربایجان نقش بهسزایی داشته است. این خانه محل برگزاری نمایشگاههای هنری و رویدادهای فرهنگی است که به مناسبات میان آلمان و آذربایجان اشاره دارند. همچنین موسسه گوته نیز نقش مهمی در توسعه زبان آلمانی در آذربایجان ایفا میکند. علاوه بر اینها، دو کشور تبادلات علمی و پژوهشی زیادی با یکدیگر دارند. فعالیت خانه کاپل در باکو خانه کاپل در باکو یک مرکز آلمانی-آذربایجانی است که هر
ساله میزبان رویدادهای مختلف هنری و فرهنگی میشود. ایده شکلگیری این مرکز در پایان
قرن نوزدهم شکل گرفت. زمانی که نیکولاس فون در نونه، معمار آلمانی الاصل، شهردار
باکو شد و دستور ساخت کلیسای آلمانی و سالن مجاور آن را داد. این سالن که امروزه
به عنوان خانه کاپل شناخته میشود، محلی برای برگزاری جلسات و برنامههای فرهنگی
مهاجران آلمانی بود. بعدها با تاسیس اتحاد جماهیر شوروی، فعالیتهای فرهنگی آلمانیها
در این کشور کاهش یافت و به تدریج سالن مجاور کلیسای آلمانی باکو نیز تعطیل شد.
اما با استقلال آذربایجان در سال ۱۹۹۱، مسئولان این کشور تلاش کردند تا روابط سیاسی،
اقتصادی و فرهنگی خود با آلمانیها را گسترش دهند و بدین ترتیب، ایده شکلگیری
خانه کاپل در باکو نیز دوباره مطرح شد. این خانه با همکاری وزارت فرهنگ آذربایجان
و بخش فرهنگی وزارت خارجه آلمان تاسیس شد. خانه کاپل در این سالها، در پیشبرد
مناسبات فرهنگی آلمان و آذربایجان نقش بهسزایی داشته است. این خانه در سالهای اخیر،
بیشتر میزبان کنسرتها، نمایشگاههای هنری و جشنهای ملی آذربایجان و آلمان بوده
است. سایت زیر میتواند اطلاعات بیشتری درباره تاریخچه و فعالیتهای این خانه در
اختیارتان قرار دهد: http://www.goethe-zentrumbaku.az/de/kh آموزش زبان آلمانی آلمانیها برای گسترش زبان آلمانی در آذربایجان به روش
معمول خود عمل نکردند. در این کشور، پیش از آنکه موسسه گوته تاسیس شود، مرکز زبان
آذربایجان تاسیس شد که به نوعی شریک کاری موسسه گوته به شمار میآید. این موسسه از
فوریه ۲۰۰۹ کار خود را آغاز کرد و در حالحاضر به مکانی معتبر برای یادگیری زبان و
فرهنگ آلمانی بدل شده است. زبان آموزانی که در این مرکز به یادگیری زبان آلمانی
مشغول شوند، میتوانند به راحتی در امتحانات زبان مرکز گوته شرکت کنند و برای
تحصیل در مراکز آموزش عالی آلمان درخواست دهند. همچنین از دسامبر سال ۲۰۱۷، مرکز گوته نیز کار خود را در
خانه کاپل باکو آغاز کرده است. این موسسه، نقش مهمی در تبادلات فرهنگی میان دو
کشور ایفا میکند. موسسه گوته در باکو، مکانی برای برگزاری جشنوارههای بینالمللی
تئاتر، ادبیات و موسیقی است. همچنین هر ساله نمایشگاههای مختلف هنری نیز در این
مکان برپا میشود. این مرکز همچنین تصویری کامل و جامعی از زندگی در آلمان به
جوانان آذربایجانی ارائه میدهد که قصد مهاجرت به کشور ژرمنها را دارند. از طریق
سایت زیر میتوانید اطلاعات بیشتری درباره فعالیتهای موسسه گوته و مرکز زبان
آذربایجان به دست آورید: http://www.goethe-zentrumbaku.az/de/ تبادلات علمی و پژوهشی از زمان استقلال آذربایجان در دهه ۹۰ میلادی، سیستم آموزشی
این کشور به تدریج توسعه یافت. همچنین در سالهای اخیر، دانشگاههای دولتی و خصوصی
زیادی در در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در این کشور فعالیت خود را
آغاز کردهاند. آنطور که سایت موسسه تبادلات آکادمیک آلمان گزارش داده است؛ شهریه
دانشگاههای دولتی در حالحاضر ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ یورو در سال است و در دانشگاههای
خصوصی نیز این هزینه به ۱۰ هزار یورو در سال میرسد. با این وجود، بسیاری از
دانشجویانی که استطاعت مالی ندارند، میتوانند هنگام آزمون ورودی دانشگاههای
دولتی، تقاضای معافیت شهریه دهند. همچنین کمکهزینههای تحصیلی برای دانشجویان
مستعد وجود دارد. در مقابل سیستم تحقیقاتی آذربایجان هنوز توسعه نیافته است. در
این کشور دانشگاهها موظفند که در عرصه تحقیقات نیز فعال باشند. این در حالی است
که معمولا امکانات و بودجه کافی برای پژوهش در دانشگاههای آذربایجان وجود ندارد.
از این رو، محققان و پژوهشگران آذربایجانی تمایلی به کار در کشور خود ندارند. آنها
ترجیح میدهند که برای کار در موسسات پژوهشی اروپا و آمریکا درخواست دهند. در این
میان، موسسات پژوهشی آلمان جذابیت زیادی برای محققان آذربایجانی دارد. البته علاقه
به آلمان تنها مختص پژوهشگران آذربایجانی نیست. بسیاری از دانشجویان این کشور نیز
با وجود شرایط نسبتا خوبی که دانشگاههای کشورشان دارد، دوست دارند برای ادامه
تحصیل به آلمان سفر کنند. از این رو، موسسه تبادلات آکادمیک آلمان هر ساله
پیشنهادات خوبی را در حوزه تحصیل و پژوهش به دانشجویان و محققان آذربایجانی ارائه
میدهد. این مرکز به جوانان آذربایجانی کمک میکند تا با استفاده از کمکهزینههای
تحصیلی و تحقیقاتی به آلمان مهاجرت کنند. سایت زیر میتواند اطلاعات بیشتری درباره
فعالیتهای موسسه تبادلات آکادمیک آلمان در باکو به علاقمندان ارائه دهد: https://www.daad.de/de/laenderinformationen/asien/aserbaidschan/ueberblick-bildung-und-wissenschaft/ کاهش فقر و ایجاد فرصتهای شغلی همانطور که پیشتر اشاره شد، جمهوری آذربایجان بزرگترین شریک
تجاری آلمان در منطقه قفقاز جنوبی و یکی از کشورهای مهم تامینکننده انرژی اتحادیه
اروپا است. آنها تلاش میکنند تا خود را به کشورهای اروپایی نزدیک کنند، اما در
این راه چالشهای زیادی وجود دارد. آنطور که سایت وزارت خارجه آلمان تاکید کرده؛
این کشور برای آنکه بتواند خود را با استانداردهای اروپایی تطبیق دهد، باید
زیرساختهای بیشتری برای رفاه مردم ایجاد کند. آلمانیها ادعا میکنند که “جامعه
آلمان برای همکاریهای بینالمللی” در این مسیر به دولت آذربایجان کمک میکند. هدف اصلی این
سازمان، کاهش فقر از طریق ایجاد فرصتهای شغلی و درآمد پایدار و فراگیر است. علاوه
بر این، “جامعه آلمان برای همکاریهای بینالمللی” در راستای توسعه دموکراسی،
برقراری حاکمیت قانون، توسعه محلی و محافظت از منابع طبیعی و محیطزیست آذربایجان
نیز فعالیت میکند. از طریق سایت زیر میتوانید اطلاعات بیشتری درباره این سازمان
بهدست آورید: https://www.giz.de/de/weltweit/367.html توسعه عدالت اجتماعی و ترویج دموکراسی بنیاد کنراد آدناور سالها است که در منطقه قفقاز فعالیت میکند.
هدف این بنیاد، ترویج دموکراسی، توسعه عدالت اجتماعی و برپایی اقتصاد پایدار در گرجستان،
ارمنستان و آذربایجان است. در این راستا، اعضای بنیاد با سیاستمداران، نمایندگان
رسانهها، فعالان اجتماعی و دانشجویان این کشورها همکاری میکنند. مسئولان این
موسسه با برگزاری کنفرانسها، کارگاههای آموزشی و برگزاری میزگردهای مختلف در این
کشورها، تلاش میکنند تا در راستای اهداف خود قدم بردارند. سایت زیر اطلاعات بیشتری
در این باره در اختیار علاقمندان میگذارد: https://www.kas.de/en/web/suedkaukasus/ueber-uns http://www.goethe-zentrumbaku.az/de/kh https://www.daad.de/de/laenderinformationen/asien/aserbaidschan/ نگاهی به شرایط مسلمانان و جوامع اسلامی آلمان در یک دهه اخیر منبع: اسلامیک ۱۰ سال پیش، کریستین وولف، رئیسجمهور وقت آلمان اعلام کرد که اسلام به این کشور تعلق دارد. این در حالی است که از آن زمان تاکنون، نژادپرستی علیه مسلمانان افزایش یافته و حملات به مساجد و مراکز اسلامی بیشتر شده است. ریم اشپیلهاوس، اسلامشناس آلمانی به تازگی، گزارشی انتقادی از وضعیت ۱۰ سال اخیر مسلمانان در آلمان نوشته است. او در این گزارش، تاکید کرده که در این سالها، علیرغم تلاشهای انجامشده، بسیاری از انجمنها و سازمانهای اسلامی به رسمیت شناخته نشدهاند و با وجود پروپاگاندای رسانهای مبنی بر اسلامیشدن آلمان، نیروی انسانی و منابع مالی جوامع اسلامی با دو کلیسای بزرگ مسیحی قابل مقایسه نیست. ریم اشپیلهاوس در ابتدای گزارش خود آورده است:«در ۱۰ سال
گذشته، اقدامات مثبتی در سطح ایالتها و حتی فدرال انجام شده است، اما متاسفانه
روند مذاکرات و اقدامات از سال ۲۰۱۶ راکد مانده و در برخی موارد حتی عقبگرد داشتهایم.» او در بخش دیگری از گزارش، اسلامهراسی موجود در جامعه
آلمان را دلیل بسیاری از مشکلات عنوان کرده است:«در آلمان، اسلامهراسی و دشمنی با
مسلمانان به طرز قابل توجهی افزایش یافته است. این احساسات در روند همکاری میان
سازمانهای اسلامی و دولتهای ایالتی و فدرال، مشکل ایجاد کرده است. همچنین حملات
نژادپرستانه و رفتارهای افراطی نیز موجب شده که اعضای سازمانهای اسلامی نسبت به
دولت و جامعه آلمان بدبین شوند.» او در ادامه از هامبورگ و برمن به عنوان شهرهای پیشرو در
همکاری با مسلمانان نام برده است:« دولتهای هامبورگ و برمن در سالهای ۲۰۱۲ و
۲۰۱۳، همکاری خود را با انجمنهای اسلامی آغاز کردند. این همکاریها در حالی صورت
گرفت که انجمنهای اسلامی در این دو شهر به عنوان جوامع مذهبی شناخته نشده بودند.
براساس قوانین آلمان، دولتها موظفند تا با انجمنهایی که به عنوان جوامع مذهبی
شناخته شوند، همکاری کنند. این در حالی است که تنها تعداد معدودی از انجمنهای
اسلامی تاکنون توانستهاند تا نام خود را به عنوان جوامع مذهبی ثبت کنند. با این
اوصاف، همانطور که اشاره کردم، دولتهای هامبورگ و برمن از سالها پیش با جوامع
اسلامی همکاری میکنند. آنها از همان ابتدا در زمینه آموزش مذهبی و همکاری در
امور بینمذهبی با جوامع اسلامی قرارداد امضا کردند. بعدها دولتهای نیدرزاکسن و
راینلاند-فالتس نیز تصمیم گرفتند که از این روش پیروی کنند، اما مذاکرات آنها در
سالهای اخیر متوقف شده است.» اشپیلهاوس در بخش دیگری از گزارش خود آورده است:« همچنین
در ارتباط با تعطیلات مربوط به مسلمانان و نمازهای جمعه نیز، ایالتهایی مانند
هامبورگ، برمن، برلین و بادن-وورتمبرگ اجازه مرخصی مسلمانان از کار و تحصیل را میدهند.
این در حالی است که در سایر ایالتهای فدرال، تعطیلات مسلمانان به رسمیت شناخته
نمیشود و کارمندان مسلمان مجبورند از مرخصی بدون حقوق استفاده کنند.» این اسلامشناس اهل گوتینگن همچنین به مسئله تدفین اسلامی
اشاره کرده است:« در حوزه تدفین اسلامی، وضعیت در بسیاری از شهرها بهبود یافته
است. در سالهای اخیر، مسئولان قبرستانها در بسیاری از شهرهای آلمان، مجوز تدفین
اسلامی را صادر میکنند. در این قبرستانها، تدفین مسلمانان براساس قوانین و آداب و رسوم اسلامی صورت میگیرد.
بهطور مثال، در برلین، هسن و بادن-وورتمبرگ امکان تدفین مسلمانان بدون تابوت وجود
دارد. حتی در هامبورگ میان شهرداری و سازمانهای اسلامی، قراردادی برای تدفین
مسلمانان امضا شده که براساس آن، تمام مراسم برپایه قوانین اسلامی صورت گیرد.» لینک گزارش: بحث بر سر تعطیلی بینمذهبی در آلمان منبع: رادیو کلیسای کلن گئورگ بتسینگ، رئیس کنفرانس اسقفهای آلمان بهتازگی به دولت فدرال پیشنهاد داده تا بهدلیل شیوع بیماری کرونا و تعطیلی بسیاری از اماکن مذهبی در دوران قرنطینه، روزهایی را به عنوان تعطیلی بینمذهبی“ همراهی و تعامل” نامگذاری کند. به اعتقاد او در این روزها مسئولان کنیسهها، کلیساها و مساجد میتوانند پذیرای پیروان ادیان مختلف باشند و تعامل اجتماعی میان آنها را افزایش دهند. پیشنهاد او، موافقان و مخالفان زیادی در آلمان دارد. در حالیکه بسیاری از جوامع اسلامی با این پیشنهاد موافقت کردهاند، بهنظر میرسد که رئیس شورای مرکزی یهودی آلمان رغبت زیادی به چنین رویدادی ندارد. البته در مقابل رئیس خاخامهای آلمان موافق چنین پیشنهادی است. علاوه بر اینها، مسئولان کلیسای انجیلی نیز واکنشی به این پیشنهاد نداشتهاند. هفته گذشته، گئورگ بتسینگ، رئیس کنفرانس اسقفهای آلمان به
دولت فدرال پیشنهاد داد تا روزهایی را به عنوان تعطیلی بینمذهبی“ همراهی و تعامل”
در این کشور در نظر بگیرند. این پیشنهاد با استقبال مسئولان اکثر سازمانهای اسلامی
در آلمان مواجه شد. عبدالرحمن آتاسوی، دبیرکل اتحادیه ترکی-اسلامی دیتیب در این
باره گفت:« اگر این پیشنهاد عملی شود، شرایط بهتری برای گفتوگوهای بیندینی در
آلمان ایجاد میشود. چنین اقدامی در جامعه چند مذهبی و متنوع آلمان تاثیرات خوبی
خواهد داشت.» او همچنین اضافه کرد:« مقامات دولت فدرال باید برای این تعطیلات،
برنامهریزی کنند تا بتوانند برنامههایی در جهت شناخت، درک و نزدیکی پیروان ادیان
مختلف به یکدیگر، برگزار کنند» برهان کسیچی، رئیس شورای اسلامی آلمان نیز گفت:«من از چنین
تعطیلاتی استقبال میکنم. میتوانیم رویدادهایی را برای سه روز متوالی جمعه، شنبه و
یکشنبه که برای مسلمانان، یهودیان و مسیحیان اهمیت دارد، برنامهریزی کنیم و حتی
مراسم نیایش مشترکی برای پیروان ادیان ابراهیمی ترتیب دهیم. در چنین شرایطی میتوان
زمینه گفتوگوهای بینمذهبی را نیز فراهم کرد.» همچنین احمد آیمر از اعضای شورای مرکزی مسلمانان نیز در این
باره گفت:« اگر این پیشنهاد عملی شود، میتواند
همبستگی و تعامل میان گروههای مختلف مذهبی را افزایش دهد. » در حالیکه اعضای
انجمنها و سازمانهای اسلامی از پیشنهاد تعطیلی بینمذهبی استقبال کردهاند، ژوزف
شوستر، رئیس شورای مرکزی یهودیان به چنین پیشنهادی با تردید مینگرند. او در این
باره گفت:« من از تعامل اجتماعی میان همه شهروندان جامعه استقبال میکنم. اما نسبت
به راهاندازی تعطیلی بینمذهبی چندان خوشبین نیستم. اکثر تعطیلات یهودیان براساس
کتاب مقدس تورات پایهریزی شده است، بنابراین مقامات و مسئولان نمیتوانند تعطیلات
دینی را برای یهودیان برنامهریزی کنند. در عوض من پیشنهاد میدهم که یک روز به
عنوان روز “درهای باز اماکن مذهبی” نامگذاری شود.» شوستر در حالی با تعطیلات بینمذهبی مخالفت کرده که آندریاس
ناچاما، رئیس کنفرانس خاخامهای آلمان به صراحت با پیشنهاد گئورگ بتسینگ موافقت
کرده است. او در این باره گفت:« این پیشنهاد میتواند به تعاملات خوبی میان پیروان
ادیان منجر شود.» علاوه بر اینها، مسئولان کلیسای انجیلی نیز هنوز نظر قطعی
خود را درباره تعطیلات بینمذهبی اعلام نکردهاند. کارشتن اشپیلت، سخنگوی کلیسای
انجیلی آلمان در این باره گفت:« گئورگ بتسینگ باید توضیح دهد که منظورش از تعطیلی
بینمذهبی چیست، تا مسئولان کلیسای انجیلی نیز نظر خود را در این باره اعلام
کنند.» لینک گزارش: ابتکارات جالب مرکز اسلامی هاناو برای جذب کودکان و نوجوانان به مسجد منبع: اسلامیشه تسایتونگ مرکز ارتباطات و اطلاعات اسلامی در شهر هاناو، ابتکارات جالبی برای جذب کودکان و نوجوانان به مساجد دارد. این مرکز در سالهای اخیر، برنامههای متفاوتی را برای آشنایی و ارتباط بهتر کودکان و نوجوانان با مساجد برگزار میکند که از آن جمله میتوان به دعوت از کودکان و نوجوانان برای حضور در نماز جمعه و همچنین برگزاری اردو یک روزه، مسابقات ورزشی، و شب فیلم در مسجد اشاره کرد. مرکز ارتباطات و اطلاعات اسلامی در شهر هاناو با هدف آشنایی
غیرمسلمانان با اسلام و کاهش تعصب و نژادپرستی علیه مسلمانان تاسیس شده است.
مسئولان این مرکز تلاش میکنند تا از طریق گفتوگوهای بیندینی، ارتباط میان
شهروندان مسلمان و غیرمسلمان را بهبود بخشند. علاوه بر این، در سالهای اخیر، مرکز
ارتباطات و اطلاعات اسلامی هاناو، برنامههای متعدد و متفاوتی برای آشنایی و
ارتباط بهتر کودکان و نوجوانان با مساجد برگزار میکند. مسئولان این مرکز معتقدند
که ارتباطات کودکان با مساجد نباید تنها به دلیل باورهای والدین صورت گیرد. از این
رو، آنان تلاش میکنند تا با برگزاری رویدادهای جذاب، کودکان و نوجوانان آلمانی را
به سوی مساجد جذب کنند. در سایت این مرکز آمده است:« ما مرکزی برای تمام افراد
خانواده هستیم و تلاش میکنیم که در جهت رفاه خانوادههای مسلمان قدم برداریم. در
این مرکز، برنامههای متعددی برای کودکان و مادران و همچین نوجوانان وجود دارد. در
این راستا، متخصصان حوزههای مختلف با مرکز ما همکاری میکنند.» برنامههای مرکز ارتباطات و اطلاعات اسلامی هاناو برای کودکان و نوجوانان شامل یک شب اقامت در مساجد،
برگزاری مسابقات ورزشی، شب فیلم و برنامههای سخنرانی است. همچنین در ۱۴ اوت سال
جاری، این مرکز، نماز جمعه را با حضور تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان برگزار
کرد. هر چند که پیش از آن، نیز بسیاری از کودکان و نوجوانان با پدران خود به نماز
جمعه میرفتند، اما در ۱۴ اوت برای اولینبار به آنها اجازه داده شد که در صفوف
اول نماز بایستند. همچنین یکی از خطبههای نماز جمعه نیز مناسب با سن کودکان و
نوجوانان انتخاب شده بود. امام این مرکز در یکی از خطبههای نماز جمعه، داستان حضرت
ابراهیم(ع) را برای نمازگزاران تعریف کرد. همچنین در پایان نیز به کودکان و
نوجوانانی که در نماز جمعه شرکت کرده بودند، کیفهای کوچکی اهدا شد. علاوه بر اینها، مرکز اسلامی هاناو، برنامههای کمک درسی
نیز برای کودکان و نوجوانان دارد و یک استودیوی آموزش موسیقی نیز در این مرکز به
تازگی افتتاح شده است. لینک گزارش: مرکز فرهنگی برلین؛ منطقه محبوب سیاحتی در آلمان منبع:سایت کولتورفوروم کولتورفوروم برلین سالها است که با در اختیار داشتن موزهها، سالنهای کنسرت، کتابخانهها و کلیسای زیبای سنت متیوس به مقصد جذابی برای بسیاری از گردشگران خارجی بدل شده است. این مرکز فرهنگی که در غرب میدان پوستدامر قرار گرفته، در دهه ۶۰ میلادی توسط هانس شارون، معمار مطرح آلمانی طراحی شده است. ایده شکلگیری مرکز فرهنگی در برلین، پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. در
سال ۱۹۵۸، مسابقهای برای طراحی مرکز فرهنگی برلین در برلین غربی برگزار شد. برلین
غربی جزو مناطق تحت نفوذ آمریکا، بریتانیا و فرانسه بود که در سال ۱۹۴۵ پس از پایان جنگ جهانی دوم به وجود آمد.
این منطقه از لحاظ سیاسی بخشی از آلمان غربی محسوب میشد. مقامات برلین غربی تصمیم
داشتند تا در این منطقه، یک مرکز فرهنگی احداث کنند. بنابراین مسابقه طراحی مرکز
فرهنگی برلین غربی برگزار و هانس شارون، معمار شناختهشده آلمانی به عنوان نفر
برگزیده این مسابقه انتخاب شد. او در سال ۱۹۶۰ کولتورفوروم برلین
را طراحی کرد و پس از آن، کار ساخت این بخش از شهر برلین نیز به تدریج آغاز شد. در این منطقه کلیسای سنت متیوس قرار داشت که پیش از ساخت
کولتورفوروم مورد بازسازی قرار گرفته بود. بنابراین مسئولان شهر برلین تصمیم
گرفتند تا این بنای تاریخی و مذهبی را در کولتورفوروم حفظ کنند. آنطور
که شواهد تاریخی نشان میدهد؛ تالار فیلارمونیک،
کتابخانه دولتی برلین و ساختمان گالری ملی جدید از اولین ساختمانهایی بودند که در
کولتورفوروم برلین شکل گرفتند. همچنین بنای گالری نقاشی برلین نیز در سال ۱۹۹۸ در
این مرکز ساخته شد. این گالری در حالحاضر، جامعترین و مهمترین گنجینههای هنر
اروپا در قرون ۱۳ تا ۱۸ میلادی را در خود جای داده است. از جمله آثار مهم موزه، میتوان
به کارهای شاخصی از آلبرشت دورر، لوکاس کراناخ پدر، هانس هلباین پسر، روخیر فان در
ویدن، یان وان آیک، رافائل، ساندرو بوتیچلی، تیسین، کاراواجو، جیووانی پیتونی، پیتر
پل روبنس، رامبرانت، یوهانس فرمیر و آنتونیو ویویانی اشاره کرد. ساخت کولتورفوروم برلین پس از راهاندازی گالری نقاشی نیز
ادامه یافت و به تدریج موسسات و امکان فرهنگی بیشتری در مرکز فرهنگی برلین شکل
گرفتند که از آن جمله میتوان به موزه چاپ و نقاشی، موزه آلات موسیقی، موزه هنرهای
تزئینی و کتابخانه هنر برلین اشاره کرد. شکی نیست که این بخش با داشتن ساختمانهای
زییا و امکان فرهنگی و هنری بیشمار، در دهههای اخیر به یکی از جذابترین اماکن
فرهنگی جهان بدل شده است. اگر دوست دارید درباره فعالیتهای این مرکز اطلاعات
بیشتری کسب کنید، میتوانید به سایت زیر مراجعه کنید: تازه های نشر در آلمان مشکل ما هستیم منبع: شبکه رادیویی زارلند دیرک نویباوئر، سیاستمدار شناختهشده حزب سوسیال دموکرات آلمان معتقد است که شهروندان شرق آلمان، ۳۰ سال پس از وحدت در این کشور از شرایط راضی نیستند. او که از سال ۲۰۱۳، شهردار شهر آگوستوسبورگ است، دریافته که شهروندان مناطق شرقی آلمان، نسبت به بهبود شرایط کشور، دلسرد و نامطمئن شدهاند. نویباوئر
در کتاب “ مشکل ما هستیم” به مشکلات جامعه آلمان و سرخوردگی بخش زیادی از شهروندان
این کشور از شرایط موجود پرداخته و به سیاستمداران آلمانی هشدار داده است که چارهای
برای سرخوردگی مردم شرق آلمان پیدا کنند. DVA 2019, لینک کتاب: هفتهنامه فارسی زبان رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در آلمان صرفا به منظور آشنایی با رویدادها و تحولات فرهنگی آلمان، خلاصه گزارشها و اخبار رویدادهای فرهنگی این کشور را بدون دخل و تصرف و ارائه نظریه، با ذکر دقیق منبع و عینا همانگونه که منتشر شده است، منعکس مینماید. بر این اساس تاکید میکند که انعکاس این اخبار به هیچوجه به منزله تأیید آن نمیباشد.در عینحال، هرگونه بهرهبرداری و نقل اخبار، گزارشها و تحلیلهای این نشریه صرفا با ذکر منبع مجاز است هفته نامه خبری رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در آلمان
240 Seiten.
ISBN-10 : 3421048517
با همکاری هیات تحریریه رایزنی فرهنگی
انتشار از طریق وب سایت رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در آلمان
www.irankultur.com | info@irankultur.com
ممکن است شما همچنین مایل باشید

هفته نامه خبری رایزنی فرهنگی – برلین شماره ۵۵۵ – ۱۶ آذر ۱۴۰۰
دسامبر 7, 2021
هفته نامه خبری رایزنی فرهنگی – برلین شماره ۵۵۱ – ۱۸ آبان ۱۴۰۰
نوامبر 9, 2021